کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

کیمیا

دغدغه‌هایی از جنس دین، فرهنگ، ادبیات و شاید هم کمی علم

درباره بلاگ

سلام! اینجا و این «کیمیا» در واقع شعبه‌ی دست‌نوشته‌های بنده است از سال ۱۳۸۴ به این طرف. پس در واقع شعبه‌ی مرکزی همان www.kimia-ac.ir است. والسلام

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ مرداد ۹۸، ۱۷:۳۶ - نیک برکارد
    دقیقاً!
۲۴ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۳۸

هل لی توبة؟

باید توبه کرد، توبه به معنای واقعی‌اش که همان بازگشت است. یعنی مسیر غلط‌آمده را به عقب برگشتن و راه درست را طی‌کردن.

عمری است جلسه‌ی روضه‌ای می‌روم، پای روضه‌ی مداحی می‌نشینم، وعظ واعظ و عالمی را می‌شنوم و استادی را استاد و استادم می‌دانم که امام حسینی که من دوست دارم را برایم به تصویر می‌کشد، امام حسینی که بر عقاید من منطبق است؛ در حالی که باید امام حسین را آن چنان که هست می‌شناختم، آن چنان که هست نه آنچنان که من می‌پسندم.

حسین جان! هل لی توبة؟

ناصر دوستعلی
۲۹ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۲۹

روز عید غدیر مبارک

وقتی

هم قصه‌ی نانموده خوانی

هم نامه‌ی نانوشته خوانی

چی بگم؟

اگر چیزی می‌گم

فقط به این خاطره:

«وَ مَا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یَا مُوسَى

قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکَّأُ عَلَیْهَا وَ أَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَ لِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى»

دوستت دارم [قلب]

 

 

* دیدن و دریافت تصویر این پست (+)

ناصر دوستعلی
۱۴ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۱۸

اتفاقات ورزشگاه کربلا

در سفر ادواردو به مشهد یکی از همراهانش او را به یک شهربازی که به تازگی در مشهد ساخته شده بود می‌برد. ادواردو برای او تعریف می‌کند که در ایتالیا یک شهری بود که معروف بود به یک مرکز مذهبی در ایتالیا و همه آن شهر را به آن مرکزیت مذهبی‌اش می‌شناختند. اما کسانی که با دین و دین‌داری مخالف بودند می‌خواستند این شهرت مذهبی را از آن شهر بگیرند تا دیگر به آن مرکزیت مذهبی‌اش معروف نباشد. آن‌ها چون نمی‌توانستند آن مرکز مذهبی را از بین ببرند تصمیم گرفتند که مراکز تفریحی بسیار گسترده‌ای در آن شهر ایجاد کنند تا کم‌کم شهرت شهر از آن مرکزیت مذهبی تبدیل شود به مرکزیت تفریحی و همین‌طور هم شد و توطئه‌ی آن‌ها اثر کرد و کسی دیگر آن شهر را به آن مرکزیت مذهبی‌اش نمی‌شناسد بلکه به مراکز تفریحی‌اش می‌شناسند. ادواردو به همراهش گفت: مراقب باشید که مشهد هم دچار این بحران نشود و مشهد همیشه شهر امام رضا (ع) باقی بماند و همیشه به این عنوان و این صفت مشهور باشد. (سایت ادواردو آنیلی)

جنس اتفاقات ورزشگاه کربلا از این جنس است؛ فتامل جیدا!

ناصر دوستعلی
۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۲:۲۱

اسرارتان بر ملا خواهد شد

اگر مشکلاتتان را

خودتان حل نکنید

لابد

بعضی اسرارتان که دوست ندارید

کسی آن‌ها را بداند

برای دیگران 

بر ملا خواهد شد

ناصر دوستعلی
۳۱ تیر ۹۸ ، ۱۱:۴۰

بحث نکنید

کسی که خودش را در موضوعی

۱. محق می‌داند

۲. مقصر نمی‌داند

قانع نمی‌شود

با او بحث نکنید!

ناصر دوستعلی
۲۰ تیر ۹۸ ، ۰۷:۱۸

خاک

خاک

سرد

نیست

...

ناصر دوستعلی
۲۳ خرداد ۹۸ ، ۲۰:۲۸

درست مثل لبنان خودمان!

خب مگر ترکیه چش است؟ باشد قبول! ترکیه نه، مگر لبنان چش است؟ آب و هوای خوب، ماشین‌های خوب، فرهنگ خوب، رادیو تلویزیون آزاد، برنامه‌های تلویزیونی شاد و مفرح، همه‌ی مردم آزاد، دنسیگ‌شان به‌جا، رقص و آوازشان به‌جا، برگزاری مسابقات مختلف مثل انتخاب ملکه‌ی زیبایی‌شان به‌جا، عزاداری محرم و عاشوراشان به‌جا و پرشور، خانم‌ها در پوشش آزاد، مشروب‌فروش کار خود را می‌کند، آن دیگری هم کار خود را، خیلی مسالمت‌آمیز با هم در کنار هم زندگی می‌کنند، موسی به دین خود، عیسی هم به دین خود، کسی به کار کسی کاری ندارد و نمی‌گوید بالای چشمت ابرو. یکی مست مشروب و یکی مست سیدالشهداء در کنار هم، روبروی هم؛ تازه بعضی روز عاشورا قمه هم می‌زنند، خودم دیدم عکس دختر لبنانی قمه‌زن را به جای یک دختر ایرانی منتشر کرده بودند؛ ضمنا در این شرایط یک شیطان مثل مسیح علی‌نژاد هم اصلا دیگر لازم نیست چهارشنبه‌های سفید راه بیندازد، تبلیغش کند و بین مردم فهیم و یک‌دل تفرقه بیاندازد.

البته حزب‌الله لبنان هم یک گوشه و کناری برای خودش هست و اتفاقا وجودش لازم و ضروری است. چون هر موقع تهدیدی علیه لبنان شکل بگیرد دبیرش یک جلسه می‌گذارد و جواب تهدید را می‌دهد. حتی اگر تهدید عملی هم بشود، سربازان تربیت‌شده‌ی حزب‌الله می‌آیند و از کیان لبنان و لبنانی دفاع می‌کنند، از همان خانم‌ها و آقایانی که کنار دریا هر کاری دلشان می‌خواهد می‌کنند، هیچ منتی هم سرشان نمی‌گذارند؛ تازه آن خواننده‌ی مشهورشان برای حزب‌الله ترانه هم می‌خواند و همه‌ی چندهزار شرکت‌کننده در کنسرتش ترانه را از حفظ می‌خوانند به رسم تشکر و قدردانی از حزب‌الله که دم «احبائی» گرم که امنیت برایمان ایجاد کرد تا ما به کارهایمان برسیم.

حالا مگر چی ما از لبنان کمتر است؟ شما این شرایط را در ایران برایمان ایجاد کنید، آن وقت اگر پرسیدیم چرا تلگرام فیلتر است؟ چرا اینستاگرام را می‌خواهند فیلتر کنند؟ چرا گوشت شده کیلویی ۱۰۰ هزارتومان؟ چرا پراید مرز ۵۰ میلیون را درنوردیده است؟ چرا آقازاده‌ها مملکت را دارند دولپی می‌بلعند؟ چرا برخی نان به خون خود آغشته می‌خورند؟ حتی نامردیم اگر بگوییم چرا بسیج داریم؟ چرا سپاه داریم؟ یا چرا سپاه موشک پیشرفته می‌سازد؟ چرا ارتش در فکر ساخت ناو و هواپیمای جنگی است؟ چرا هسته‌ای داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ چرا رییس جمهورمان جلیلی باشد، احمدی‌نژاد، خاتمی، یا همین روحانی خودمان باشد؟ چرا ولایت مطلقه‌اش خوب است یا غیر مطلقه؟ اصلا در این شرایط بهتر از حکومت دینی مگر حکومت دیگری هم داریم؟ محرممان به‌جا، ماه رمضان‌نمان به‌جا، فاطمیه‌مان به‌جا، هیئتی هیئتش را می‌رود و آن دیگری کاباره‌اش را. کسی دیگر به تیپ و روسری از سرافتاده‌ی مردان و دخترکان و زنان گیر نمی‌دهد. کنار ساحل راحت قدممان را می‌زنیم، شنایمان را می‌کنیم. گوگوش و ابی و... می‌آیند همین‌جا کنار خودمان کنسرت می‌دهند. باور کنید اصلا خودمان هیئت آنچنانی راه می‌اندازیم، برنامه‌های فاخر قرآنی تولید می‌کنیم که گوش و چشم فلک ندیده و نشنیده باشد. جنگ هم نمی‌شود، اگر هم بشود همین بسیج و ارتش و سپاه جان‌فشانی می‌کنند برای حفظ ناموس وطن، ما هم تا پای جان حمایتشان می‌کنیم.

چرا انقدر مثال اصلا؟ گفتم که درست مثل لبنان خودمان دیگر!

ناصر دوستعلی